دوربین های نجومی
با وجود صدها گزینه موجود در بازار، انتخاب بهترین دوربین برای تلسکوپ متناسب با هدف و بودجه شما میتواند دشوار باشد. برای پیدا کردن دوربین مناسب عکاسی نجومی، روی «راهنمای خرید» کلیک کنید!
راهنمای خرید
انتخاب بهترین دوربین تلسکوپ
اگر در زمینه عکاسی نجومی تازهکار هستید، با توجه به تنوع زیاد دوربینهای موجود، انتخاب گزینه مناسب میتواند چالشبرانگیز باشد. ابتدا مشخص کنید چه اهدافی دارید و قصد دارید از چه اجرامی عکاسی کنید. این کار به شما کمک میکند دوربینی را انتخاب کنید که دقیقاً متناسب با نیازهای شما باشد.
انواع دوربینهای اختصاصی نجومی
دوربین نجومی اختصاصی نوع خاصی از دوربین است که بهطور ویژه برای عکاسی نجومی طراحی شده است.
این دوربینها برای اتصال به تلسکوپ یا لنز دوربین ساخته شدهاند و برای عکاسی در طول روز گزینه ایدهآلی نیستند؛ اما در عکاسی نجومی میتوانند در مقایسه با دوربینهای DSLR یا بدونآینه (Mirrorless) عملکرد بهتری ارائه دهند.
برای سادهتر شدن انتخاب، سه نوع اصلی دوربینهای تلسکوپی و بهترین کاربرد هرکدام را در ادامه آوردهایم:
- دوربینهای عکاسی اعماق آسمان: مناسب برای عکاسی از کهکشانها و سحابیها.
- دوربینهای سیارهای: مناسب برای عکاسی از اجرام منظومه شمسی مانند سیارات، ماه و خورشید.
- دوربینهای راهنما (Guide Camera): برای خودراهنمایی (Autoguiding) که یکی از تجهیزات کاربردی در عکاسی نجومی از اعماق آسمان است.
اگر بهتازگی وارد دنیای عکاسی نجومی شدهاید، اصطلاحات تخصصی این حوزه ممکن است کمی گیجکننده باشند. برای کمک به شما، فهرستی از اصطلاحات کلیدی آماده کردهایم.
برای جزئیات بیشتر، واژهنامه ما را ببینید.
میخواهید اطلاعات بیشتری کسب کنید؟ ما به برخی از سؤالات متداول نیز پاسخ دادهایم
دوربینهای عکاسی نجومی اعماق آسمان
مناسب برای عکاسی از سحابیها، کهکشانها و خوشههای ستارهای

دوربین عکاسی اعماق آسمان یک دوربین تخصصی است که بهطور ویژه برای عکاسی نجومی طراحی شده است. این دوربینها به دو دلیل اصلی میتوانند در مقایسه با دوربینهای استاندارد DSLR یا بدونآینه (Mirrorless) تصاویر بهتری از اجرام آسمانی ثبت کنند.
نخست، این دوربینها به سیستم خنککننده داخلی مجهز هستند که با کاهش دمای حسگر، نویز ناخواسته هنگام نوردهیهای طولانی را به حداقل میرساند.
دوم، این دوربینها نسبت به طول موجهای نوری تابیده شده از سحابیها حساسیت بیشتری دارند. ترکیب این ویژگیها باعث میشود تصاویر ثبتشده از اجرام آسمانی در مقایسه با دوربینهای DSLR یا بدونآینه، جزئیات بسیار بیشتری داشته باشند.
هنگام انتخاب دوربین عکاسی اعماق آسمان، نخستین تصمیم شما انتخاب بین دوربین رنگی (One Shot Color یا OSC) و دوربین تکرنگ (Monochrome) خواهد بود.
دوربینهای رنگی اعماق آسمان (One-Shot Color)
مناسب برای عکاسانی با زمان یا بودجه محدود
دوربینهای رنگی (One-Shot Color یا OSC) برخلاف دوربینهای تکرنگ، مستقیماً از داخل دوربین یک تصویر تمامرنگی تولید میکنند. همین موضوع باعث میشود استفاده از آنها بسیار آسان و برای مبتدیان مناسب باشد.
دوربینهای OSC روی حسگر خود دارای شبکهای از فیلترهای کوچک قرمز، سبز و آبی هستند که به آن فیلتر بایر (Bayer Filter) گفته میشود. هر پیکسل حسگر به یکی از این فیلترهای رنگی مجهز است. هنگامی که نور به حسگر میرسد، هر پیکسل فقط نوری را ثبت میکند که با رنگ فیلتر آن مطابقت دارد.
برای مثال، پیکسلی که با فیلتر قرمز پوشانده شده است، تنها شدت نور قرمز را ثبت میکند؛ پیکسل سبز فقط نور سبز و پیکسل آبی فقط نور آبی را ثبت میکند. سپس دوربین این اطلاعات را با یکدیگر ترکیب میکند تا تصویر رنگی نهایی ایجاد شود. اطلاعات بیشتر درباره دوربینهای رنگی.
مزایا: استفاده آسان. از آنجا که این دوربینها اطلاعات رنگی RGB را در یک نوردهی ثبت میکنند، برای ایجاد تصویر نهایی نیازی نیست بین فیلترهای رنگی مختلف جابهجا شوید. این دوربینها گزینهای عالی برای مبتدیان و افرادی هستند که در مناطقی با پوشش ابری زیاد یا ساعات شبانه کمتر زندگی میکنند. دوربینهای OSC معمولاً هزینه کمتری دارند، زیرا نیازی به خرید چرخ فیلتر و مجموعه فیلترها ندارید.
معایب: حساسیت کمتر و وضوح کمی پایینتر نسبت به دوربینهای تکرنگ. همچنین انعطافپذیری آنها در عکاسی باندباریک (Narrowband) محدودتر است. برای دستیابی به نسبت سیگنال به نویز (SNR) مشابه دوربینهای تکرنگ، دوربینهای OSC معمولاً به زمان نوردهی طولانیتری نیاز دارند.
دوربینهای تکرنگ اعماق آسمان (Monochrome)
مناسب برای عکاسان نجومی سطح متوسط و حرفهای و تصویربرداری باندباریک
دوربینهای تکرنگ فاقد فیلتر بایر (Bayer Filter) هستند. به همین دلیل، حساسیت آنها به نور نسبت به دوربینهای رنگی تکنوردهی (OSC) بیشتر است. برای ایجاد تصاویر رنگی، از فیلترهای مختلفی مانند قرمز، سبز و آبی (RGB) یا فیلترهای هیدروژن آلفا (Hα)، گوگرد II (SII) و اکسیژن III (OIII) استفاده میشود.
با ثبت تصاویر جداگانه از هر فیلتر و سپس ترکیب آنها در کامپیوتر، میتوان یک تصویر تمامرنگی ایجاد کرد. دوربینهای تکرنگ میتوانند تصاویری خیرهکننده ثبت کنند، اما پیش از خرید باید هزینه اضافی فیلترها و چرخ فیلتر (Filter Wheel) را نیز در نظر بگیرید.
اگر بودجه محدودی دارید، دوربین تکرنگ ممکن است بهترین انتخاب برای شما نباشد. اطلاعات بیشتر درباره دوربینهای تکرنگ.
مزایا: بهدلیل نداشتن فیلتر بایر، حساسیت بیشتری دارند که به معنای زمانهای نوردهی کوتاهتر و نسبت سیگنال به نویز (SNR) بهتر است. همچنین وضوح بالاتری ارائه میدهند. امکان استفاده از طیف گستردهای از فیلترها نیز انعطافپذیری و کنترل بیشتری روی تصویر نهایی فراهم میکند.
معایب: برای ایجاد تصویر رنگی به فیلترهای مختلف نیاز دارند که باعث افزایش هزینه میشود. همچنین فرایند پردازش نهایی تصاویر پیچیدهتر است.
برای دیدن انواع دوربین های عکاسی اعماق آسمان اینجا را ببینید...
دوربینهای سیارهای
مناسب برای عکاسی از اجرام منظومه شمسی، سیارات و ماه

دوربینهای سیارهای برای ثبت تصاویر با وضوح بالا از اجرام منظومه شمسی، از جمله سیارات، ماه و خورشید، مورد استفاده قرار میگیرند. برخلاف دوربینهای معمولی، دوربینهای سیارهای بهطور ویژه برای دستیابی به نرخ فریم بسیار بالا طراحی شدهاند و میتوانند اغلب تا 60 فریم بر ثانیه یا حتی بیشتر تصویربرداری کنند.
این نرخ فریم بالا به عکاسان نجومی اجازه میدهد اثرات ناشی از تلاطم جوّی زمین را تا حد زیادی متوقف کنند و در نتیجه، تصاویر شارپتر و واضحتری به دست آورند. هنگام انتخاب دوربین سیارهای، عکاسان نجومی معمولاً حسگرهای رنگی را ترجیح میدهند؛ زیرا استفاده از آنها سادهتر است و نیازی به تعویض مکرر فیلترها ندارد.
مزایا: استفاده آسان، نرخ فریم بالاتر، قیمت مناسبتر نسبت به دوربینهای اعماق آسمان و اندازه پیکسل کوچکتر.
معایب: برای عکاسی اعماق آسمان مناسب نیستند. اندازه کوچکتر حسگر، میدان دید را محدود میکند و در صورت جفت نشدن با تلسکوپ مناسب، میتواند منجر به بیشنمونهبرداری (Over-sampling) شود.
برای دیدن انواع دوربین های عکاسی سیاره ای اینجا را ببینید...
دوربینهای راهنما (Guide Cameras)
مناسب برای خودراهنمایی (Autoguiding) در عکاسی نجومی با نوردهیهای طولانی

دوربین راهنما (Guide Camera) یک دوربین تخصصی است که در کنار مقر ردیابی مورد استفاده قرار میگیرد. این دوربین با نظارت بر موقعیت یک ستاره، که به آن ستاره راهنما (Guide Star) گفته میشود، عملکرد مقر را کنترل میکند. هنگامی که ستاره بر اثر حرکت یا خطای جزئی مقر از موقعیت خود جابهجا شود، دوربین یک سیگنال اصلاحی به مقر ارسال میکند تا ستاره را به موقعیت اولیه بازگرداند. این فرایند خودراهنمایی (Autoguiding) نام دارد.
خودراهنمایی به شما امکان میدهد بدون ایجاد رد ستارهای یا محوشدن اجرام، تصاویر نجومی با نوردهی طولانی ثبت کنید. اطلاعات بیشتر درباره خودراهنمایی.
مزایا: بهبود دقت ردیابی و امکان استفاده از زمانهای نوردهی طولانیتر با خودراهنمایی. قیمت پایینتر نسبت به بسیاری از دوربینهای دیگر، وزن کم و در برخی مدلها امکان استفاده برای عکاسی سیارهای.
معایب: وضوح محدود، مناسب نبودن برای عکاسی اعماق آسمان و برخورداری از حسگرهای کوچک.
برای دیدن انواع دوربین های گاید اینجا را ببینید...
نیاز به راهنمایی دارید؟
تیم ما همیشه آماده است تا به شما در انتخاب دوربین عکاسی نجومی مناسب برای نیازهایتان کمک کند. اگر سؤالی دارید یا محصول موردنظر خود را پیدا نمیکنید، با ما تماس بگیرید.
سؤالات متداول
عکاسی نجومی از اعماق آسمان چیست؟
در عکاسی نجومی، اصطلاح اعماق آسمان (Deep Sky) به اجرامی خارج از منظومه شمسی اشاره دارد، از جمله:
- کهکشانها
- سحابی ها
- خوشه های ستاره ای
- بازمانده ابرنواخترها
این اجرام معمولاً بسیار کمنور هستند و برای ثبت جزئیات آنها به زمانهای نوردهی طولانی و تجهیزات حساس نیاز است.
آیا میتوان با دوربین DSLR یا بدونآینه معمولی عکاسی نجومی انجام داد؟
بله، اما یک دوربین نجومی اختصاصی میتواند در مقایسه با یک دوربین DSLR یا بدونآینه استاندارد، تصاویر بسیار بهتری ثبت کند. دوربینهای DSLR و بدونآینه بیشتر برای عکاسی در نور روز طراحی شدهاند.
دوربینهای معمولی در ثبت منابع نوری کمنور عملکرد ضعیفتری دارند، زیرا از فیلتر بایر (Bayer Matrix) روی حسگر خود استفاده میکنند. این فیلتر روی پیکسلهای حسگر قرار گرفته و بخشی از طول موجهای نوری را مسدود میکند؛ طول موجهایی که بسیاری از اجرام اعماق آسمان از آنها ساطع میکنند. در نتیجه، این دوربینها نمیتوانند جزئیات زیادی از اجرام کمنوری مانند سحابیها ثبت کنند.
بسیاری از اجرام اعماق آسمان در طول موجهایی نور ساطع میکنند که دوربینهای معمولی توانایی ثبت کامل آنها را ندارند. در مقابل، دوربینهای نجومی اختصاصی میتوانند بخش بیشتری از این طول موجها را ثبت کنند و به همین دلیل، تصاویر بسیار رنگارنگتر و پرجزئیاتتری از سحابیها ارائه میدهند؛ بهویژه سحابیهای هیدروژنی که معمولاً در محدوده قرمز دیده میشوند.
البته امکان اصلاح (Mod) دوربینهای DSLR یا بدونآینه و حذف برخی فیلترهای داخلی آنها وجود دارد. این کار میتواند هزینهبر باشد و برای استفاده مجدد از دوربین در عکاسی روزمره، ممکن است به تنظیم تراز سفیدی ویژه یا استفاده از فیلتر اضافی نیاز داشته باشید. به همین دلیل، معمولاً توصیه میشود این هزینه را برای خرید یک دوربین اختصاصی عکاسی نجومی اختصاص دهید.
نکته مهم دیگر، نبود سیستم خنککننده داخلی در بیشتر دوربینهای DSLR و بدونآینه است. در نوردهیهای طولانی، حسگر دوربین گرم میشود و این افزایش دما باعث ایجاد نویز بیشتر در تصویر میشود؛ نویزی شبیه دانهدانه شدن عکس. دوربینهای اختصاصی عکاسی اعماق آسمان به سیستم خنککننده مجهز هستند تا دمای حسگر را پایین نگه دارند.
دوربینهای DSLR و بدونآینه عمدتاً برای عکاسی روزمره طراحی شدهاند؛ جایی که معمولاً زمان نوردهی کوتاه است. اما در عکاسی نجومی از اعماق آسمان، زمان نوردهی هر فریم میتواند به ۵ تا ۱۰ دقیقه برسد. از نظر کنترل نویز و رسیدن به یک تصویر نهایی تمیز و باکیفیت، دوربینهای DSLR و بدونآینه معمولاً با دوربینهای اختصاصی نجومی قابل مقایسه نیستند.
کدام دوربین عکاسی نجومی بهتر است؛ رنگی یا تکرنگ؟
مانند بسیاری از پرسشها در عکاسی نجومی، پاسخ این است: بستگی دارد! از نظر فنی، دوربینهای تکرنگ (Monochrome) عملکرد بهتری دارند، زیرا میتوانند نور بیشتری جمعآوری کنند. اما از نظر کاربرد عملی، پاسخ کمی پیچیدهتر است.
از نظر فنی، همه دوربینها در اصل تکرنگ هستند. دوربینهای رنگی دارای فیلترهای رنگی بسیار کوچکی هستند که بهصورت دائمی روی هر پیکسل و در الگویی به نام ماتریس بایر (Bayer Matrix) قرار گرفتهاند. این الگو در هر چهار پیکسل تکرار میشود و شامل یک فیلتر قرمز، دو فیلتر سبز و یک فیلتر آبی است. بنابراین دوربینهای رنگی بهصورت ثابت ۲۵٪ نور قرمز، ۲۵٪ نور آبی و ۵۰٪ نور سبز را ثبت میکنند و این نسبت قابل تغییر نیست.

ماتریس بایر برای شبیهسازی نحوه دید انسان در نور روز بسیار مناسب است، اما در فضا نور سبز بسیار کمی وجود دارد. بنابراین، دوربینهای رنگی بخشی از نور ورودی را از دست میدهند، زیرا پیکسلهای دارای فیلتر سبز نمیتوانند بخش زیادی از نور موجود را ثبت کنند.
دوربینهای تکرنگ فاقد ماتریس بایر هستند؛ بنابراین هر پیکسل میتواند هر نوری را که به آن میرسد ثبت کند. عکاسان نجومی با استفاده از فیلترهای انتخابی خود میتوانند بازده جمعآوری نور را بهینه کنند. برای مثال، بهجای محدود بودن به ۲۵٪ قرمز، ۲۵٪ آبی و ۵۰٪ سبز، میتوان به ترکیبی مانند ۴۰٪ قرمز، ۴۰٪ آبی و تنها ۲۰٪ سبز دست یافت.

- قیمت: دوربینهای تکرنگ (Monochrome) نسبت به دوربینهای رنگی هزینه بیشتری دارند. علاوه بر خرید خود دوربین، باید هزینه فیلترها را نیز در نظر بگیرید؛ هزینه یک مجموعه کامل فیلترها حتی میتواند با قیمت دوربین برابر یا از آن بیشتر باشد. همچنین به یک چرخ فیلتر (Filter Wheel) برای تعویض الکترونیکی فیلترها نیاز خواهید داشت. دوربینهای رنگی معمولاً قیمت پایینتری دارند. هرچند استفاده از فیلتر برای آنها نیز مفید است، معمولاً تنها به ۱ یا ۲ فیلتر برای کاهش آلودگی نوری یا بهبود ثبت سحابیها نیاز دارید، در حالی که دوربینهای تکرنگ معمولاً به ۳ تا ۷ فیلتر نیاز دارند.
- سهولت استفاده: کار با دوربینهای تکرنگ میتواند دشوارتر از دوربینهای رنگی باشد. نخست، تجهیزات اضافی مانند فیلترهای بیشتر و فیلترچرخان زمان نصب و راهاندازی را افزایش میدهند. دوم، دوربینهای تکرنگ از هر فیلتر، تصاویری سیاهوسفید ثبت میکنند که باید بعداً در مرحله پردازش، با استفاده از نرمافزار با یکدیگر ترکیب شوند تا تصویر رنگی نهایی ایجاد شود. بنابراین، تصویر رنگی را از دوربین تکرنگ تا زمانی که تصاویر را در کامپیوتر پردازش نکنید، نخواهید دید. در مقابل، دوربینهای رنگی تصویر رنگی را بهصورت مستقیم ارائه میدهند. به همین دلیل، برای مبتدیان معمولاً شروع کار با دوربین رنگی انتخاب بهتری است؛ مگر اینکه آماده ورود جدیتر و عمیقتر به دنیای عکاسی نجومی باشند.
- کیفیت تصویر: از نظر کیفیت تصویر، دوربینهای تکرنگ بدون تردید برتری دارند. این دوربینها نهتنها نور مفید بیشتری جمعآوری میکنند و در نتیجه جزئیات بیشتری نسبت به دوربینهای رنگی ثبت میکنند، بلکه تصویر نهایی نیز شارپتر خواهد بود. دلیل آن این است که هر پیکسل در دوربین تکرنگ میتواند نور مفید دریافتی را ثبت کند. در عکاسی از آسمان شب با دوربینهای رنگی، ماتریس بایر باعث میشود بخش قابلتوجهی از نور سبز ثبت نشود. در نتیجه، نرمافزار باید با درونیابی (Interpolation) حدس بزند رنگ سبز در هر بخش تصویر چگونه بوده است؛ فرایندی که میتواند باعث شود تصویر نهایی دوربین رنگی در مقایسه با دوربین تکرنگ، کمی وضوح و شارپنس کمتری داشته باشد.
در مجموع، دوربینهای رنگی بهترین گزینه برای مبتدیان، افرادی با بودجه محدودتر و کسانی هستند که به دنبال فرایند سادهتری برای پردازش نهایی تصاویر هستند. دوربینهای تکرنگ نیز برای افرادی ایدهآلاند که میخواهند به بالاترین کیفیت ممکن تصویر دست پیدا کنند و بودجه کافی برای تهیه تجهیزات موردنیاز آن را دارند.
آیا میتوان از دوربین سیارهای برای عکاسی اعماق آسمان استفاده کرد؟
اگرچه استفاده از دوربین سیارهای برای عکاسی از اجرام اعماق آسمان امکانپذیر است، اما ممکن است به همان میزان جزئیات و کیفیت تصویر که با یک دوربین اختصاصی عکاسی اعماق آسمان به دست میآورید، نرسید. اگر تمرکز اصلی شما روی عکاسی از اجرام اعماق آسمان است، سرمایهگذاری روی یک دوربین اختصاصی اعماق آسمان انتخاب مناسبتری خواهد بود.
یشنمونهبرداری و کمنمونهبرداری چیست؟
بیشنمونهبرداری (Oversampling) زمانی اتفاق میافتد که مقیاس تصویر به ازای هر پیکسل بیش از حد بالا باشد و نور ستارهها روی تعداد زیادی پیکسل پخش شود. این وضعیت میتواند باعث شود تصاویر نرم و کمشارپ به نظر برسند و ستارهها نیز بزرگتر و متورم دیده شوند. دلیل آن این است که پیکسلهای دوربین برای فاصله کانونی تلسکوپ بیش از حد کوچک هستند.
در مقابل، کمنمونهبرداری (Undersampling) زمانی رخ میدهد که مقیاس تصویر به ازای هر پیکسل بیش از حد پایین باشد. در این حالت، پیکسلهای دوربین برای فاصله کانونی تلسکوپ بیش از حد بزرگ هستند. نتیجه، ستارههایی چهارگوش و پیکسلیشده است، زیرا تعداد پیکسلهای کافی برای ثبت دقیق شکل گرد آنها وجود ندارد.
نگران نباشید؛ بخشی از مشکلات ناشی از بیشنمونهبرداری یا کمنمونهبرداری را میتوان با پردازش پس از ثبت تصویر اصلاح کرد. همچنین محاسبهگرهای آنلاین مختلفی وجود دارند که به شما کمک میکنند بررسی کنید آیا ترکیب تلسکوپ و دوربین شما از نظر نمونهبرداری، انتخاب مناسبی است یا خیر.
نویز خوانش (Read Noise) چیست؟
نویز خوانش (Read Noise) ناشی از مدارات الکترونیکی دوربین است و زمانی ایجاد میشود که دوربین اطلاعات دریافتشده توسط حسگر را به تصویر تبدیل میکند. برای مثال، نویز خوانش 1.0e− به این معناست که حسگر دوربین بهطور میانگین به هر پیکسل، نویزی معادل یک الکترون اضافه میکند.
این میزان نویز خوانش بسیار پایین و برای عکاسی نجومی عالی است، زیرا باعث میشود تصاویر شارپتر و دارای جزئیات و وضوح بیشتری باشند.
نویز خوانش مستقل از سیگنال نوری ورودی ایجاد میشود و حتی ممکن است در تصاویری که دوربین با درپوش محافظ روی تلسکوپ ثبت کرده است نیز وجود داشته باشد.
بازده کوانتومی (QE) چیست؟
بازده کوانتومی (Quantum Efficiency یا QE) در عکاسی نجومی به حساسیت حسگر دوربین اشاره دارد؛ بهطور دقیقتر، نشان میدهد حسگر با چه میزان کارایی میتواند فوتونهای ورودی (نور) را به الکترون تبدیل کند؛ الکترونهایی که سپس برای تشکیل تصویر ثبت میشوند.
QE یکی از عوامل مهم در تعیین میزان نور و جزئیاتی است که یک دوربین میتواند ثبت کند. هرچه درصد QE بالاتر باشد، دوربین برای عکاسی نجومی عملکرد بهتری خواهد داشت. بااینحال، QE در تصویربرداری سیارهای اهمیت کمتری دارد.
آمپگلو (Amp Glow) چیست؟
آمپگلو (Amp Glow) که با نام «درخشش تقویتکننده» (Amplifier Glow) نیز شناخته میشود، نوعی نویز است که میتواند بهصورت روشنتر شدن گوشهها یا لبههای تصویر ظاهر شود؛ بهویژه هنگام نوردهیهای طولانی که در عکاسی نجومی از اعماق آسمان رایج است.
برای کاهش اثر آمپگلو، میتوانید فریمهای تاریک (Dark Frames) ثبت کنید. این تصاویر با درپوش روی لنز یا تلسکوپ گرفته میشوند و سپس در مرحله پردازش پس از ثبت از فریمهای نوری (Light Frames) کم میشوند.
ظرفیت چاه پتانسیل (Full Well Capacity) چیست؟
ظرفیت چاه پتانسیل (Full Well Capacity) در یک حسگر مشخص میکند که حسگر پیش از اشباع شدن چه مقدار نور را میتواند دریافت و ثبت کند؛ پس از رسیدن به این حد، پیکسل کاملاً سفید میشود و دیگر قادر به ثبت جزئیات بیشتر نیست.
میتوانید هر پیکسل را مانند یک سطل کوچک برای جمعآوری قطرات باران (فوتونها) تصور کنید. وقتی مقدار نور دریافتی یک پیکسل به ظرفیت کامل آن برسد، پیکسل اشباع میشود؛ یعنی کاملاً سفید و فاقد جزئیات خواهد شد و این موضوع میتواند باعث شود ستارهها بزرگ و متورم دیده شوند.
هرچه ظرفیت چاه پتانسیل بیشتر باشد، میتوانید زمان نوردهی طولانیتری داشته باشید، بدون اینکه جزئیات تصویر به دلیل اشباع شدن از بین بروند. دوربینهایی با ظرفیت چاه پتانسیل بالاتر معمولاً از محدوده دینامیکی (Dynamic Range) بیشتری نیز برخوردارند؛ یعنی میتوانند دامنه وسیعتری از تونهای روشن و تاریک را ثبت کنند. نتیجه، ثبت جزئیات بیشتر در تصاویر عکاسی نجومی است.
چگونه دوربین را به تلسکوپ متصل کنیم؟
دوربینهای عکاسی اعماق آسمان از طریق اتصالات رزوهای به تلسکوپ متصل میشوند. اندازههای استاندارد رزوه شامل M42، M48، M54 و M68 هستند.
در دفترچه راهنمای تلسکوپ، اندازه رزوه مورد استفاده مشخص شده است. این دوربینها معمولاً با آداپتورهای مختلف برای اتصال به تلسکوپ ارائه میشوند و در دفترچه راهنمای آنها نیز نمودارهایی برای راهنمایی مراحل نصب وجود دارد.
برای اتصال دوربین سیارهای، کافی است دوربین را داخل محفظه چشمی ۱.۲۵ اینچی (1.25") که در بیشتر تلسکوپها وجود دارد، قرار دهید.
اگر میخواهید یک دوربین DSLR یا بدونآینه (Mirrorless) را به تلسکوپ متصل کنید، به آداپتوری به نام T-Ring نیاز دارید.
حتماً T-Ring متناسب با مدل و نوع دقیق دوربین خود را تهیه کنید.
واژهنامه مشخصات دوربین عکاسی نجومی
اصطلاحات تخصصی عکاسی نجومی ممکن است کمی گیجکننده باشند، بهخصوص اگر پیشزمینهای در زمینه دوربین یا عکاسی نداشته باشید. برای کمک به شما، فهرستی از اصطلاحات رایجی را که هنگام خرید دوربین عکاسی نجومی با آنها مواجه میشوید، آماده کردهایم.
حسگر (Sensor)
حسگر دوربین یکی از بخشهای اصلی یک دوربین دیجیتال است. حسگر یک قطعه الکترونیکی جامد است که به کمک میلیونها پیکسل حساس به نور، نور را دریافت و آن را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکند. سپس دوربین این سیگنالها را پردازش میکند تا تصویر دیجیتال ایجاد شود.
دوربینهای عکاسی نجومی از حسگرهایی استفاده میکنند که توسط شرکتهای شناختهشده تولیدکننده دوربینهای دیجیتال، مانند Sony، طراحی و تولید شدهاند. دوربینهای مختلف عکاسی نجومی از حسگرهای متفاوتی استفاده میکنند. این مشخصه به برند و مدل حسگر بهکاررفته در داخل دوربین اشاره دارد.
اندازه حسگر (Sensor Size)
اندازه حسگر به ابعاد فیزیکی، برحسب میلیمتر، از ناحیه مؤثر ثبت تصویر حسگر گفته میشود. هرچه حسگر بزرگتر باشد، میدان دید (FOV) وسیعتری خواهد داشت و حسگرهای کوچکتر، میدان دید محدودتری ارائه میدهند.
این مشخصه گاهی با استانداردهایی مانند فولفریم (Full Frame) با ابعاد تقریبی ۳۶×۲۴ میلیمتر، APS-C / حسگر کراپ (Crop Sensor) با ابعاد تقریبی ۲۴×۱۶ میلیمتر یا Micro 4/3 با ابعاد تقریبی ۱۸×۱۲ میلیمتر بیان میشود.
قطر حسگر (Sensor Diagonal)
قطر حسگر به فاصله فیزیکی بین دو گوشه مقابل حسگر گفته میشود که برحسب میلیمتر اندازهگیری میشود.
هنگام انتخاب دوربین برای عکاسی نجومی از اعماق آسمان، مهم است بدانید دایره تصویر (Image Circle) تلسکوپ شما یا اپتیکهای جانبی مانند فوکال ردیوسر/فیلتر یا فلتنر (Reducer/Flattener) چه اندازهای دارد. مطمئن شوید که قطر حسگر از قطر دایره تصویر کوچکتر باشد. در غیر این صورت، ممکن است در گوشههای تصویر با کشیدگی ستارهها و همچنین وینیتینگ (Vignetting) مواجه شوید.
وضوح تصویر (Resolution)
وضوح تصویر به اندازه تصاویری اشاره دارد که دوربین تولید میکند و معمولاً با واحد مگاپیکسل (Megapixel)، یعنی میلیونها پیکسل، بیان میشود؛ برای مثال ۱۶ مگاپیکسل. گاهی نیز وضوح تصویر با تعداد پیکسلها در عرض × ارتفاع مشخص میشود؛ برای مثال ۴۹۴۴ × ۳۲۸۴ پیکسل.
اندازه پیکسل (Pixel Size)
اندازه پیکسل به ابعاد فیزیکی هر پیکسل گفته میشود که معمولاً برحسب میکرون (µ) اندازهگیری میشود. در عکاسی نجومی از اعماق آسمان، پیکسلهای بزرگتر (مانند ۳ میکرون یا بیشتر) معمولاً گزینه بهتری هستند، زیرا نور بیشتری جمعآوری میکنند. برای تصویربرداری سیارهای، معمولاً اندازه پیکسل کوچکتر مناسبتر است، هرچند انتخاب مناسب میتواند به تلسکوپی که استفاده میکنید نیز بستگی داشته باشد.
فاصله بکفوکوس (Back Focus Distance)
فاصله بکفوکوس در مشخصات دوربین، به فاصله برحسب میلیمتر بین حسگر دوربین و رزوهای گفته میشود که دوربین از طریق آن به مجموعه تصویربرداری (Imaging Train) متصل میشود. هنگام استفاده از اپتیکهای اصلاحی مانند فوکال ردیوسر (Reducer)، فیلد فلتنر (Field Flattener) یا کما کورکتور (Coma Corrector)، رعایت فاصله صحیح بکفوکوس بسیار مهم است تا صفحه کانونی صاف باقی بماند و ستارهها در تصاویر شما گرد و طبیعی ثبت شوند.
ابتدا فاصله بکفوکوس موردنیاز اپتیک اصلاحی خود را پیدا کنید؛ برای مثال ۵۵ میلیمتر. سپس فاصله بکفوکوس دوربین را از آن کم کنید؛ برای مثال اگر فاصله بکفوکوس دوربین ۱۷.۵ میلیمتر باشد، به ۳۷.۵ میلیمتر فاصله اضافی نیاز خواهید داشت. در نهایت، با استفاده از نمودارها و آداپتورهای همراه دوربین، فاصله موردنظر را ایجاد کنید.
سرعت ثبت تصویر (فریم بر ثانیه)
سرعت ثبت تصویر یکی از مشخصات مهم در تصویربرداری سیارهای است و نشان میدهد دوربین میتواند در هر ثانیه چند فریم ثبت کند. در عکاسی نجومی از اعماق آسمان، این مشخصه اهمیت چندانی ندارد، زیرا زمان نوردهی معمولاً چندین ثانیه یا حتی چند دقیقه است.
در تصویربرداری سیارهای با نوردهی کوتاه، هرچه تعداد فریمهای قابل ثبت در ثانیه بیشتر باشد، عملکرد دوربین بهتر خواهد بود.
عمق بیت (Bit Depth)
عمق بیت مشخص میکند حسگر تا چه اندازه میتواند اختلاف بین سطوح مختلف نور را ثبت و تفکیک کند. بهطور کلی، هرچه عمق بیت بیشتر باشد، دوربین میتواند سطوح روشنایی بیشتری را ثبت کند و در نتیجه، جزئیات بیشتری در نواحی روشن و تاریک تصویر حفظ میشود.
نوردهی حسگر (Sensor Illumination)
عمق بیت (Bit Depth) به دامنه مقادیر روشنایی گفته میشود که هر پیکسل میتواند ثبت کند. دوربینی با عمق بیت بالاتر برای هر پیکسل، مانند ۱۴ بیت، میتواند تغییرات تدریجی و نرمتری را بین نواحی با روشنایی متفاوت در تصویر ثبت کند.
در مقابل، دوربینی با عمق بیت پایینتر، مانند ۱۰ بیت، ممکن است دچار باندینگ (Banding) شود؛ یعنی در بخشهایی از تصویر که دارای تغییرات تدریجی روشنایی هستند، خطوط قابلمشاهده ایجاد شود.
بهطور کلی، هرچه عمق بیت بیشتر باشد، بهتر است.
دمای خنکسازی (Cooling Temperature)
دمای خنکسازی نشان میدهد دوربین هنگام فعال بودن فن خنککننده، میتواند دمای حسگر را تا چه اندازه پایینتر از دمای محیط کاهش دهد. این مقدار برحسب درجه سلسیوس (°C) بیان میشود.
هرچه دمای حسگر نسبت به دمای محیط پایینتر باشد، بهتر است؛ زیرا کاهش دمای حسگر باعث کاهش نویز تصویر میشود.
نوع شاتر (Shutter Type)
نوع شاتر معمولاً مشخص میکند که دوربین از شاتر رولینگ (Rolling Shutter) استفاده میکند، که در آن اطلاعات تصویر بهصورت خطبهخط از پیکسلها خوانده میشود، یا شاتر گلوبال (Global Shutter) که در آن اطلاعات کل تصویر بهصورت همزمان خوانده میشوند.
برای عکاسی اعماق آسمان، استفاده از شاتر گلوبال ضروری نیست. بااینحال، شاتر گلوبال میتواند برای تصویربرداری سیارهای و عکاسی از اجرام منظومه شمسی گزینه مطلوبی باشد.
الگوی فیلتر رنگی (ماتریس بایر)
در دوربینهای دارای حسگر رنگی، الگوی فیلتر رنگی به نحوه تکرار پیکسلهای قرمز، سبز و آبی در سطح حسگر گفته میشود که در نهایت برای ایجاد یک تصویر رنگی به کار میرود. تقریباً تمام دوربینهای DSLR، بدونآینه (Mirrorless) و دوربینهای نجومی رنگی از فیلتر بایر (Bayer Filter) استفاده میکنند که در یک الگوی چهارپیکسلی قرمز، سبز، سبز، آبی (RGGB) تکرار میشود.










